در جستجوی عشق

دوستش داشته باشی
و او
در دو قدمیِ عاشقِ تو شدن
این پا و آن پا کند
و بگوید:
عاشقم نکن
می‌خواهم عاقلانه تصمیم بگیرم
شاید با آدمِ آسان‌تری بروم

و تو
عاشقش نکنی
او برود

مدتی بعد بیاید و بگوید:
چرا عاشقم نکردی
وقتی می‌دیدی
اینقدر عاقلانه اشتباه می‌کنم؟

و تو
فقط
به دستش نگاه کنی
و ندانی
اسمِ کاری که کردی
چه بود...؟

افشین یداللهی


نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٤ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط سارا ستایش نظرات () |

دچار یعنی

 

عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی !


و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست


نه ، وصل ممکن نیست ،
همیشه فاصله ای هست 
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف 
حرام خواهد شد


و عشق 
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
و عشق 
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که 
غرق ابهامند.

"سهراب سپهری / گزیده‌ای از شعر: مسافر"

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٤ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط سارا ستایش نظرات () |

متاسفانه به دلیل اشکالاتی در بخش نظرات من نمیتونم براتون نظر بفرستم:(

خواهش دارم اشتباه قضاوت نکنید

صمیمانه از حضورتون سپاسگزارم:)

نوشته شده در شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ توسط سارا ستایش نظرات () |

روزها می گذرد

و من هنوز با تنهاییم هستم و بس

گویی این کهنه رفیق تنها یار وفادارم است

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط سارا ستایش نظرات () |


آدم‌ها عاشق ما نمی‌‌شوند ، آدم‌ها جذب ما می‌‌شوند.


در لحظه‌ای حساس حرف‌هایی‌ را می‌‌زنیم که شخصی‌ نیاز به شنیدنش داشته.


در یک لحظه ی حساس طوری رفتار می‌‌کنیم که شخص احساس می‌‌کند

تمام عمر در انتظار کسی‌ مثل ما بوده


در یک لحظه ی حساس حضور ما ، وجودِ شخص را طوری کامل می‌‌کند که فکر


می‌کند حسی که دارد نامی‌ جز عشق ندارد.


آدم‌ها فکر می‌‌کنند که عاشق شده اند. آدم‌ها فکر می‌‌کنند بدون وجود ما


حتی یک روز دوام نمی‌‌آورند. آدم‌ها فکر می‌‌کنند مکمل خود را یافته اند.


... آدم‌ها زیاد فکر می‌‌کنند


آدم‌ها در واقع مجذوب ما میشوند و پس از مدتی‌ که جذابیت ما برایشان عادی


شد ، متوجه می‌‌شوند که چقدر جایِ عشق در زندگی‌‌شان خالیست ...


می‌‌فهمند در جستجوی عشق‌های واقعی‌ باید ما را ترک کنند


تمامِ حرفِ من اینست که کاش آدم‌ها یاد بگیرند که " عشق پدیده‌ای حس


کردنی است نه فکر کردنی " و کاش بفهمند که بعد از رفتنشان ، عشقی‌ را که


فکر میکرده اند دارند چه می‌کند با کسانی‌ که حس میکرده اند این عشق


واقعی‌ ‌ست.



سیاه قلم های نیکی فیروزکوه

نوشته شده در یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ توسط سارا ستایش نظرات () |


Design By : Tem.RozBlog.Com